تبلیغات
گروه ماهور - زندگینامه و دانلود آثار حسین یا حقی
گروه ماهور
نوازندگان ویولن ایران زمین

زندگینامه و دانلود آثار حسین یا حقی

استاد حسین یاحقی در سال 1282 در تهران متولد شد. خواهر بزرگش کشور خانم ملقب به فرخ لقا زن هنرمندی بود و آوازی خوش داشت این زن در کمانچه شاگرد حسین خان اسمعیل زاده و در سنتور شاگرد سما حضور بود. در قدیم معمول بود وقتی کودکی بدنیا میامد ، نذری برایش معین میکردند. مادر حسین که چند دختری داشت نذر کرد که اگر پسری بدنیا اورد او را ذاکر سیدالشهدا کند. بعد از تولد حسین و بعد از چند سال معلوم شد صدایش هم دلنشین است.

 

به ادامه بروید

 قرار شد نذرش را در دهه اول ماه محرم با خواندن تعذیه بر اورد. وی تا موقعی که ببلوغ نرسیده بود آهنگهای تعزیه را زیر نظر میرزا حسین تعزیه گردان فرا میگرفت و چون بموسیقی آشنا شده بود و صوتی خوش داشت نقش خود را بسیا خوب از عهده بر میامد و مورد توجه قرار میگرفت. پس از چند خواهرش سفر کرد و حسین نزد استاد کمانچه یعنی حسین اسمعیل زاده بادامه تعلیمات موسیقی مشغول شد. وی با اینکه یازده سال بیشتر نداشت ولی بقدری بموسیقی علاقه داشت که در تمام مدت کلاس در اتاق انتظار می نشست و مشقهایی که تمام شاگردان میگرفتند خوب گوش میداد و علاوه بر درس خود آنها را هم روی ساز مینواخت. بعد از دو سال که در محضر استاد بود ، روزی شاعر معروف زمان (ایرج میرزا) بمنزل اسمعیل زاده امد و استاد ، شاگرد کوچکش را بوی معرفی کرد. حسین در این موقع با ساز خود گاهی میخواند و گاه سوت میزد و در سوت زدن نیز سلیقه داشت. ایرج میرزا که مرد با ذوقی بود استعداد او را دریافت و ویرا بسیار تشویق کرد. یا حقی هنوز بیشتر از شانزده سال نداشت که کمانچه اش شنیدنی بود و کلاس مشق دایر کرد و برای اینکه بتواند ویولون هم درس بدهد بنواختن این ساز نیز مشغول شد.در این موقع با صبا دوستی پیدا کرد و صبا او را تشویق کرد که نوت یاد بگیرد و خود ، تعلیم وی را بر عهده گرفت و این کار در پیشرفت یاحقی تاثیر بسیار کرد.یاحقی میگفت: حسین خان استادم سخت با نوت مخالف بود و من تحت تاثیر حرفهای او نصایح دوستم صبا را پشت گوش میانداختم ولی بتدریج فهمیدم که باید خط را فرا گرفت و همواره از صبا که مشوق من در این کار بود سپاسگذارم.یاحقی تمام دوره زندگانی خود را با موسیقی گذرانیده است ، وی مردی بود مهربان ، فروتن ، خوشرو ، دور از تکبر و بسیار درویش مسلک ، و برای شاگردانش پدری بود مهربان خونگرم و دلسوز که طی سالیان دراز ، عمر پر بار خود را جهت تربیت آنان صرف کرد تا فرهنگ صوتی ایران ، آسیب پذیر نواهای بیگانه نگردد.  از شاگردان ممتاز وی آقای پرویز یاحقی است که همشیره زاده استاد است و در موسیقی ذوقی سرشار دارد و ویولن را به سبک دایی خود شیرین وجذاب می نوازد.

استاد حسین یاحقی کلیه ردیفها را که متکی به ردیف حسین خان اسمعیل زاده است به خط نت نوشته است که قاعدتا باید در خانواده آنها باقی مانده باشد.

 حسین خان یاحقی نیز بیشتر وقت خودرا صرف این ساز و آموختن آن به شاگردان خود نمود . اما هرگز چنین نبوده که کمانچه را کنار گذاشته باشد . زنده یاد پرویزیاحقی دراین باره گفته اند :

(( دایی ام حسین یاحقی تا آخرین سالهای عمرش که کسالت هنوز اورا از پای درنیاورده بود وقادربه تدریس وتمرین بود از کمانچه غافل نشد ویک کمانچه زیبای خاتم کاری شده داشت که آن را در ساعات فراغت می نواخت وبسیارهم به آن علاقمند  بوده است . ولی ساز رسمی او ویلن بود . او کارش را با کمانچه شروع کرده بود وتاآخر عمرهم به آن وفادارماند.))

زنده یاد روح اله خالقی نیز در کتاب سرگذشت موسیقی ایران می نویسد : (( سالها قبل به یاحقی گفتم : چرا کمانچه را کنار گذاردی ؟ ویلن  زن بسیاراست ، ولی کمانچه کش ها یکی پس از دیگری پیروناتوان شدند . سعی کن دوباره این ساز ملی را حیاتی تازه بخشی . گفت : شاگرد کمانچه پیدانمیشود . همه مردم متجدد شدندوویلن میزنند . درهر حال ازآن پس دوباره کمانچه را سیم انداخت ونواختن را آغازکرد. حالا هم گاهی صدای کمانچه اش از رادیو شنیده می شود . امید وارم خودش متجدد نشود ! )) (خالقی ج 1 – 1381 : 355  ))

شاعر گرانمایه نواب صفا که دوستی والفتی بسیار با استاد حسین یاحقی داشت ، در خاطرات هنری خود می نویسد : (( در تابستان سال 1328 ، یکروز در منزل حسین صحبت از کمانچه زدن او به میان آمد  ، گفتم  : ساز اول شما کمانچه بوده ، چرا دیگر نمی زنید واین ساز ملی را احیا نمی کنید ؟ گفت : اتفاقا کمانچه خوب ونفیسی هم دارم ، دست کرد واز گنجه کنار دستش کمانچه را بیرون آورد ، دیدم به راستی که صنعتی تمام است ، کمانچه صدف کاری شده بود و همان کمانچه ایست که در عکسی از ((حسین )) هنگام انگشت گذاری وکمان کشی دیده می شود ودرکتابهایی چند که شرح حالی ازاو نوشته اند چاپ شده است .

(ومن ) چون تا امردادماه 1328 هنوز نظارت بر اجرای برنامه های رادیو علاوه بر عضویت در شورای نویسندگان بامن بود ، به ایشان پیشنهادکردم به جای تکنوازی ویلن ، یک هفته کمانچه ویکهفته ویلن بنوازند . استاد پذیرفت واضافه کرد که آقای (خالقی ) هم به من توصیه کرده اند که نواختن کمانچه را کنار نگذارم . باید کمانچه ام را که سالهاست با آن کارنکرده ام تعمیر کنم واز هفته دیگر ، نواختن کمانچه را شروع خواهم کرد.همین کارراهم کرد واز تابستان سال 1328( بمدت حدودا 3 سال )

هفته ای یکبار کمانچه نواخت . مطالبی که استاد(خالقی ) درباره کمانچه کشی (یاحقی ) دررادیو نوشته اند دقیقا مصادف با سال 1328 می باشد و ماجرائی که به آن اشاره کردم ، بنابراین (حسین یاحقی )نخستین کسی است که دررادیو کمانچه نواخته ومردم برای بارنخست صدای لطیف وشیوه نوازندگی استاد را شنیده اند . افسوس که بعداز مدتی این برنامه متروکه شد ونسل آنروز قدر این سازملی را نمی دانستند)) (قصه شمع ، اسماعیل نواب صفا خاطرات هنری 1384 : ص 161و162 )

گفتنی است درمیان شاگردان حسین خان اسماعیل زاده که همگی از نوازندگان مطرح ویلن شدند همچون رضا محجوبی ، ابولحسن صبا ، رکن الدین خان مختاری ، ابراهیم منصوری و...تنها حسین خان یاحقی بود که با کمانچه نزد حسین خان اسماعیل زاده درس می گرفت . بقیه باویلن نزد حسین خان اسماعیل زاده مشق می کردند . وهمانگونه که شرح آن گذشت ، استاد حسین یاحقی از کودکی با کمانچه انس گرفت و تاآخر عمر به این ساز وفادارماند.

 یاحقی از زندگی پنجاه وچهارساله خود خاطرات بسیار دارد ودرمیان آن یادبودها این خاطره را بیش از همه می پسندند :

در سی سال پیش موقعی که با کمانچه سروکارداشتم یکروز منزل آقای محمد رضا تهرانچی با آقای تاج دعوت داشتم . منزل ایشان درباغ ایلچی واقع شده بود فصل تابستان بود ،عبای نازکی به دوش داشتم کمانچه راهم درزیر عبا گرفته بودم ، چون عبا خیلی نازک بود ،کمانچه از زیرآن بخوبی دیده میشد . دراثنای راه با آقای حاج آقا جمال اصفهانی که با جمعی از مریدان به منزل میرفت مصادف شدم ، مریدان جناب شیخ همینکه متوجه کمانچه من شدند دسته جمعی بطرف من حمله آوردند ومن به ناچار پا به فرارگذاشتم و به سرعت خودرا به در منزل آقای تهرانچی رساندم خوشبختانه در بازبود ، باعجله داخل منزل شده و دررا از پشت بستم .چنانچه اندکی دیرتر رسیده بودم ویا اینکه در باز نبود پیدا بود برسرمن چه می آوردند.))

(مجله رادیوایران شماره  26 سال 1337 صفحه 13 )

آنچه که بیان آن رداین مجال بسش از هرچیز دیگر اهمیت دارد ، ویژگی های والای اخلاقی وشخصیتی استاد حسین یاحقی است . همه کسانی که ایشان را می شناختند و دوستی و الفتی با وی داشتند همواره از نیکوترین وشایسته ترین صفات اخلای که این استاد ارزنده دارابود ، سخن گفته اند .

شاعرگرانمایه نواب صفا در خاطرات هنری خود در مورد نخستین دیدارش با حسین خان یاحقی می نویسد : (( زمستان سال 1326 بود که در خانه محمودرجاء از نزدیک با او محشور میشدم ،

حسین خان وقتی واردشد ومورد تواضع قرارگرفت  ، درجواب تکیه کلام همیشگی اش را برزبان آورد 

( یا حق )  چه کلام کوتاه و پرمعناودلنوازی ، از آزادگی تازه وارد نشان ها داشت وحسین خان به همین مناسبت به یاحقی معروف شده بود و شاید روزی که شناسنامه گرفته بود ، نمی دانست که این نام عزیز هم ، روزی بر تارک موسیقی ملی ایران وبرای همیشه خواهد درخشید . چهره اش دوست داشتنی و نجیب می نمود ، چشمانی مینائی رنگ و جذاب داشت سنش در حدود چهل سالگی را نشان میداد ، رفتارش سرشار از فروتنی بود و نخستین دیدارما ، بدوستی پایداری انجامید .)) -  همچنین در قسمت دیگر ادامه می دهد :  (( پیش از آنکه به نوشتن خاطرات هنریم ادامه دهم وسخن خودرا درباره استاد گرامی (حسین یاحقی ) بپایان برم ،

باید به نکته مهمی در زمینه ارزشهای اخلاقی یک هنرمند واقعی اشاراتی داشته باشم . موسیقی ایران از قرن ها پیش از اسلام یعنی دوران ساسانیان به علت خصوصیات سازهای ایرانی و رسم های معمول جنبه مجلسی داشته است بهمین جهت بعد از اسلام هم در باره شرکت ارباب فن موسیقی درمجالس ونکاتی که باید رعایت کنند، دستورهایی دربرخی ازمتون مانند ( قابوسنامه )  و( مقاصد الالحان ) وجود دارد که مختصری از نوشته غیبی مراغی را از کتاب اخیرالذکر تقل می کنم : [ کسیکه مباشر این فن باشد باید : امین و معتمدومحرم وصالح و متحمل وخوشخوی و متواضع و خیرخواه مردم و منبسط و مزاج گیروراست قول باشد .

اما نمام و بدخواه وبد خوی نباشد و جنگجوی و تندگوی و هزال و حریص و طامع و منصب جوی و متکبر و مدمغ و حسودوحقود نباشد و بغایت معتقد هواندن و گفتن ونواختن خودنباشد واز مجالسی که خواتین درآن باشد ، احتراز نماید واگر به ضرورت اتفاق افتد ، درآن مجا لس در صنعت اشتیاق شعر نخواند و درروی عورات نگاه نکند ..... باختصار : (مقاصد الالحان باهتمام (محمد تقی بینش ) چاپ بنگاه ترجمه ونشرکتاب ص 141-140 )]

تمانم این صفات و خصوصیات در ( حسین یاحقی ) و شخصیت های هنرمندی که همزمان و همتراز او بودند دیده میشد...))( قصه شمع ، اسماعیل نواب صفا خاطرات هنری 1384 ص 153 ) 

پرویز خطیبی ۱ نیز در خاطرات هنری خود از شخصیت پاک و والای استاد حسین یاحقی سخن گفته و چنین آورده است :

(( همه کسانی که اورا می شناختند یک دل ویک زبان می گفتند که او پاک ترین و نجیب ترین استاد است . حسین یاحقی معلمی جدی و دلسوز بود و با تمام وجودش به نو آموزان مشق ویلن می داد هر وقت او به خانه ما می آمد من بازیگوشی را کنار می گذاشتم و به او وخواهرم خیرخ می شدم . بعد ها که بزرگتر شدم و یاحقی را بیشتر شناختم به یادم آمد که اظهار نظر افراد در مورد این مرد و این که اورا پاک ترین استاد می شناختند کاملا درست بوده است مخصوصا که یاحقی پس از سه سال  سروکله زدن  با خواهرم ، اورا نزد ( استاد صبا )  فرستاد و این ثابت می کند که نامبرده نه تنها نسبت به ( صبا) حسادت نمی کرد بلکه اورا از خیلی جهات از خودش بالاتر می دانست . ))  ( پرویز خطیبی – خاطراتی از هنرمندان  1380 ص 18 و 19 )

  1- ( 1374 - 1302 ) ترانه سرا ، شاعر ، نمایشنامه نویس ، روزنامه نویس دارای سابقه همکاری با مجلات ادبی و فکاهی از 1315 صاحب امتیاز و سردبیر روزنامه (حاجی بابا ) در سالهای  1332 – 1328

 و به قول هنرمند گرانقدر زنده یاد منوچهر همایون پور :

(( علم و دانش وهنر به جای خود قابل احترام است ، اگر صاحبان آن مثل صبا و یاحقی به مقام والای انسانیت رسیده باشند که هنر آنها با همه عظمت ، تحت الشعاع انسانیت آنها قرار داشت ))

استاد حسین یاحقی پس از عمری تلاش و خدمت به موسیقی ایران ، سرانجام در ششم آبان ماه سال ١٣٤٧ در سن 62 چشم از جهان فرو بست.




برچسب ها: زندگینامه و دانلود آثار حسین یا حقی، عکس حسین یاحقی، استاد حسین یاحقی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389 توسط محمدرضا کشاورز