تبلیغات
گروه ماهور - چیره دست ویولون ، اسدالله ملک
گروه ماهور
نوازندگان ویولن ایران زمین

این مصاحبه در آخرین روزهای زندگی نوازنده چیره دست ویولون ،

 اسدالله ملک انجام شده است .

من کار هنری را خیلی زود شروع کردم . پنج ساله بودم که برایم ویولن کوچکی تهیه کردند و به دستم سپردند. روز و شب من با موسیقی می گذشت . چه شبها تا سحر بر بام خانه ملک می نشستم و از ساز و موسیقی سخن می گفتیم و می شنیدیم . آن موقع برادرم از سرشناس ترین شاگردان صبا و از همرازترین دوستان او بود . استاد صبا به خانه حسین می آمد و آن خانه پاتوق بزرگان هنر موسیقی هم چون کلنل وزیری ، روح الله خالقی ،حسین خان یا حقی ، شکرالله قهرمانی ، بانوی بی همتای آواز قمر الملوک و ... شده بود . من که از همه کوچکتر بودم آن چنان محو سخنان و هنرنمایی شان می شدم که همه آن بزرگان به تعجب و تحسین وارد رشته می شدند تا جایی که همای سعادت بر شانه من نشست و استاد صبا تعلیم مرا پذیرفتند. آن موقع من کودک خردسالی بیش نبودم .

صبا را چگونه شناختید ؟ رابطه شما با او چگونه بود ؟

صبا یک نمونه بود . نمونه ای تمام عیار از یک موسیقی دان و یک انسان راستین . او همه ی ما را شیفته خودش کرد . همه آن هایی را که دستی به ساز و گوشی به موسیقی داشتند. همه بی چون و چرا به مکتب پاک و ویژگی های اخلاقی و عاطفی او دل سپردیم .می دانید که من جزو اولین شاگردان هنرستان عالی موسیقی بودم ، اما پیش از رفتن به هنرستان چون در خانواده ای اهل هنر و با زمینه های هنری پرورش یافته بودم ، با فوت و فن نوازندگی چندان مبتدی و بیگانه نبودم و همین آشنایی با حال و هوای ساز سبب شد که استاد لطف و عنایت خاصی نسبت به من داشتند و چون شور و اشتیاق مرا می دیدند و با دقت و نکته بینی هایی که داشتند استعدادم را احساس می کردند، در آموزش هیچ نکته ای از موسیقی فروگذار نکردند... .

تأثیر صبا بر موسیقی ایران بر هیچ کس پوشیده نیست . شما این تأثیر را چگونه می بینید ؟

صبا یک مکتب کامل است . او با همه ی ویژه گی های اخلاقی و هنری که داشت راهی را آغاز کرد که بی تردید قابل اعتماد ترین مکتب موسیقی ایران است . تکنیک عالی ، حسن سلیقه و نبوغ را در هم آمیخته بود .ساز او لبریز بود از پاکی و زیبایی . از پوزیسیون های مختلف به بهترین شکل استفاده می کرد. آرشه کشی او بی نظیر بود . خوب خودتان می دانید که این ساز مثل اسب وحشی است که به هر کسی رکاب نمی دهد . به قول پرویز یا حقی ویولن ساز  رام نشدنی است و ولی صبا بیشتر از همه دانست که چگونه این ساز را رام کند و در خدمت موسیقی ایرانی قرار بدهد. او حرکتی فراتر  از همه ی جریان های موسیقی ایجاد کرده است . برای همین هم هست که شاگردان او جریان اصلی موسیقی امروز را شکل داده اند. او را می توان معمار تحول موسیقی ایران دانست . چند سال پیش با محمود میرزاده ( روزنامه نگار و گزارشگر ماهنامه فرهنگی هنری دبستان ) مصاحبه ای داشتم که مفصلأ راجع به صبا صحبت کردم . می توانی به او مراجعه کنی . زیاد حوصله حرف های تکراری را ندارم .

استاد کسایی در مصاحبه ای عنوان کرده اند که با این همه حرف و هیاهو که به دنبال صباست او هنوز ناشناخته مانده و مردم نتوانسته اند با زوایای پنهان هنری وی آشکار شوند....

بله من هم با ایشان هم عقیده هستم . صبا در پس تکنیک متعالی که داشت دنبال جوهر اصلی موسیقی شرق می گشت . یعنی همان حال که بزرگان از ان دم می زنند او همیشه در حال تکاپو بود . به نظر من کسی باید مثل خود صبا باشد تا بتواند او را بشنناسد . باید طبیعت کار صبا را شناخت تا جوهر و خودش را درک کرد .

در جریان موسیقی ملی ایران کلنل وزیری تا چه اندازه سهم دارد ؟

خوب شد به این جریان اشاره کردید . وزیری نت را به ایران آورد . به همین خاطر هم سهم بزرگی در موسیقی ایران باید به او اختصاص بدهیم . صبا و وزیری روی نگاه ما به موسیقی تأثیر عمیقی گذاشتند . اما وزیری ( با همه اعتباری که من برای او قائل هستم ) بسیار شیفته تکنیک غرب شده بوده ولی صبا همان طور که در جواب پرسش قبل گفتم در پس تکنیک به دنبال حال بود .

استاد ملک : همان طور که همه جا گفته ام ،شناخت و درک من نسبت به موسیقی ایرانی بیشتر موهون ارتباط و آشنایی با شماست  به همین خاطر با شما خیلی راحتر می توانم صحبت کنم . می خواهم پرسشی را مطرح کنم که تا کنون با هیچ کدام از شاگردان صبا درمیان نگذاشته ام .

شما به عنوان شاگرد این استاد بزرگ کدام یک از آثارش را متعالی تر می دانید ؟

صبا با نگاه تیزبینی که داشت به زیبایی ها  زودتر  و  عمیق تر از دیگران دست پیدا می کرد . گوش خودش را چنان تربیت کرده بود که زیبایی و اصالت را بهتر درک می کرد . او نه تنها در موسیقی که در همه چیز به نهایت لطف و معنا می رسید . به همین خاطر هم هست که من با جرأت می گویم که تمام آثارش در اوج هستند . من که نمی توانم بگویم مثلأ زرد ملیجه از به زندان بهتر است ...

آیا پس از مرگ صبا به مکتب خانه او رفته اید ؟

ببینید صبا در تمام زندگی من جاری است .  روزی نیست  که  از  یاد  او غافل  شوم ، شاید باور نکنی که بگویم هر وقت سازی می زنم یا آهنگی می سازم که مورد قبول خودم و اهل دل واقع می شود صبا را در مقابل چشمانم می بینم ... . اصولأ منظور تو از این سئوال چی بود ؟!

یک شیطنت ژورنالیستی .

آره درست می گویی .چند  وقت  پیش  هم  از  من  پرسیدی  که  بعد  از  مرگ صبا چند بار به همسر و فرزندانش سر زده ای؟ که  من  به حساب شیطنت تو  گذاشتم  ولی واقعیت این است که من خودم را جدای از صبا  نمی دانم  .  صبا پدر معنوی بود و من هم یا حقی و خرم  و تجویدی ... یکی از  پسران  او هستم منتهی کوچکترین آنها . حالاچند بار به من به خاطر اینکه فرزند صبا هستم سر زده ای !؟

حق با شماست .

حق با علی(ع) است (با خنده) .

به فرزندان صبا اشاره کرده اید .  استاد  عباس  شاپوری  می گفت  که  صبا  با  همه شاگردان رفتاری پدرانه داشت ...

حالا این پرسش برای من مطرح می شود که  با  این  همه  چرا  همه  شاگردان  او  به  مقام استادی نرسیدند؟

خیلی ها آمدند و شاگردی صبا کردند اما حق با شماست . خیلی ها به جایی که  باید  نرسیدند علت آن هم این است که آنها آمدند از صبا تقلید کردند و  در  سطح قالب  آثار او ماندند  . یعنی عمق اندیشه او را درک نکردند و البته زحمتی که آنها کشیدند ارزشمند است ... .

شما جزو اولین گروه شاگردان هنرستان موسیقی بودید . در هنرستان به غیر از استاد صبا کدام یک از هنرمندان شما را تحت تأثیر قرار می دادند؟  

استادان خالقی و حسین تهرانی بیشتر از دیگران مرا تحت تأثیر هنر و اخلاق خودشان قرار داده بودند و تا یادم نرفته بگویم که ضرب شناسی را از استاد تهرانی آموختم . خیلی هم با ایشان برنامه اجرا کردم ... .

آیا نوارهای آن برنامه ها هنوز موجود است ؟

گمان نمی کنم . متأستفانه هیچ کدام از ما هیچ گاه آرشیو منظم  و دقیقی از موسیقی ملی  نداریم  و البته اگر در لا به لای آرشیو های خصوصی  مثل  آرشیو  مهندس گلشن  ابراهیمی  جست  و جو کنید ، شاید بتوانید نوارهای آن روزها را پیدا کنید ، اما نه به طور کامل .

باز گردیم به هنرستان موسیقی ...

یازده ساله بودم که هنرستان موسیقی ثبت نام کردم . هنرستان موسیقی در آن سال ها هنوز از طرف وزارت فرهنگ و هنر به رسمیت شناخته نشده بود . آن روزها بعضی ها به  ما  می گفتند که وقت خود را بیهوده تلف نکنید . وقتی دیپلم بگیرید هیچ کجا به شما کار نمی دهند . حتی به عنوان معلم ساده گروه سرود مدرسه هم شما را قبول ندارند و از این حرف ها . ولی ما مثل خود استاد  خالقی عاشق بودیم  و عاشقی را چه کار به این حرف ها . روزی که استاد خالقی تصمیم به بنیان گذاری هنرستان گرفتند  نه از جانب کسی حمایت شدند و نه خودشان آن قدر پول و امکانات داشتند که کار را شروع کنند . هنردوستی به نام سپانلو ، ملک شخصی خود را بدون گرفتن اجاره در اختیار استاد قرار دادند  .  استادانی  که آن جا تدریس می کردند تا مدت ها پول نمی گرفتند  ،  خلاصه همه کارها با نیروی عشق جلو می رفت  . ملک سپانلو که حالا دیگر به ساختمان  هنرستان  موسیقی تبدیل شده بود  یک  سالن بزرگ داشت  .  وقتی شاگردان هنرستان  به سال سوم  نرسیدند همگی به حدی توانا شده بودند که می توانستند در ارکستر انجمن  موسیقی ملی  نوازندگی کنند .  مرحوم  استاد  خالقی  پس از سه سال اولین کنسرت را ترتیب دادند. یادم می آید در شب اجرا وزیر فرهنگ و هنر  وقت  و  همچنین  چند  نفری  از  وکلای مجلس حضور داشتند . در آن شب تاریخی ارکستر به رهبری مرحوم خالقی جند اثر از ساخته  های  خود استاد را اجرا کرد و مدعوین چنان محو برنامه شده بودند  که پس از آن هنرستان به رسمیت  شناخته  شد  و حقوق و مزایای مدرسین تا حدودی تأمین شد .

استادان هنرستان چه کسانی بودند؟

آنان که هم استاد هنرستان بودند و هم نوازنده ارکستر انجمن عبارت بودند از استادان مرحوم ابو الحسن صبا ، مرحوم موسی معروفی ، مرحوم جواد معروفی ، مرحوم مهدی مفتاح  ، مرحوم زرین پنجه ، مرحوم وزیری تبار  ،  مرحوم حسینعلی ملاح  ،  مرحوم حسین صبا  ،  مرحوم حسین تهرانی  ،  مرحوم محمود ذوالفنون ، مرحوم محمد میر نقیبی و مرحوم بیگلری پور  ( پددر منوچهر و محمد بیگلری پور )  .  در ضمن گاهی هم مرحوم کلنل وزیری  به هنرستان می آمدند  و  کمیسیون هایی به اتفاق استادان تشکیل می دادند .

آن موقع چند سال داشتید و موقعیت شما در هنرستان چگونه بود ؟

یازده سال داشتم که به  هنرستان رفتم . قبلأ هم گفتم  چون  آن  موقع ها  حسین  ملک  از چهره های سرشناس موسیقی بود و من هم زیر پر و بال او بودم خیلی از استادان مرا می شناختند ... .

از همان ابتدا با ویولن کار کردید ؟

بله البته با کمانچه هم کار کرده ام  همین  طور  چند  ساز  دیگر  ولی همان طور که می دانید ویولن شد همه چیز من .

اگر قرار می شد ویولن را با ساز دیگری عوض کنید  سراغ چه سازی می رفتید ؟

هیچ سازی قادر  نیست  برای من جای ویولن را بگیرد  . ببینید ویولن علاوه بر تنوع  لحن ها و امکانات  و ظرفیت ها ی دیگری نظیر قدرت و شدت و ضعف  صدا دارد  که در هیچ ساز دیگری نمی توانیم نمونه آن را پیدا کنیم .

خیلی ها معتقد ند که ویولن یک ساز غربی است و به خاطر همین ...  

به این حرف ها اعتنا نکن .

ولی سال ها بود که به خاطر همین برداشت ویولن از موسیقی ایران حذف شد .

من همیشه گفته ام با این گونه حرف ها  به شدت مخالفم . بی  انصافی است که بگوییم تمامی آن چه صرفأ از نقشه جغرافیایی  ما  بیرون است با ما بیگانه است . ما ویولن  را  جذب کرده ایم  به خاطر این که زمینه جذب آن وجود داشته است . اگر ویولن در موسیقی ما جایی باز کرده است علتش این است که به خوبی تونسته  خود را با موسیقی ما تطبیق بدهد . من ساز را یک وسیله برای بیان احساسات نوازنده می دانم.ببینید اگر شما یک ملودی غربی را با کمانچه و تار بزنید باز هم می توانید بگویید که تار و کمانچه چون غربی زدند غربی هستند ؟ صدای ساز معرف ملیت ساز  نیست  .  ویولن  صد سال است که به  ایران آمده و در  این  فرهنگ ریشه دوانیده است و پسند مردم را به همراه داشته به طوری که  نمی توان آن را  از مجموعه موسیقی ایرانی حذف کرد ، البته  متاسفانه همان طور که  اشاره کردید چند  سالی  از  طرف برخی  کوشش هایی برای حذف این ساز از گستره موسیقی ملی انجام شد که خوشبختانه دیدید که این کوشش ها بی ثمر بود .در آن سال ها برای من و برای دیگرانی که مثل من فکر میکردند پرسش هایی وجود داشت که عموما بی جواب ماند . مثلا ما را به این خاطر که ویولن می زدیم غرب زده می نامیدند حالا چرا خودم هم نمی دانم آموزش ویولن را در هنرستان قدغن کردند . اصلا این ساز را با همه امکانات و  ظرفیت هایش از صحنه اجرا هم کنار گذاشتند . من ابتدا این موضوع را نمی دانستم . چند  قطعه در ماهور  و  همایون ساخته  بودم . برای دریافت مجوز ضبط و پخش به مرکز سرود  و آهنگهای انقلابی مراجعه کردم و در کمال تعجب دیدم که کارم مورد تصویب قرار نگرفت . آنها به من گفتند ویولن قدغن است . بروید قیچک یا کمانچه بنوازید  ؟  من که پیش از این برخورد فکر میکردم  که با تغییراتی که در مدیریت امور  موسیقی ایجاد شده است  شرایط بهتر از گذشته است و مرکز سرود  ،  مرکزی  برای جذب آهنگسازان اصیل است و مسئولان این مرکز می توانند زمینه را برای درخشان ترین برنامه ها و موسیقی مهیا کنند ، خشکم زد ، گیج شدم ... .

منبع :

وبلاگ استاد اسدالله ملک به قلم محسن دهینی .

گفتگو از فروغ بهمن پور




برچسب ها: چیره دست ویولون، اسدالله ملک، مصاحبه با اسدالله ملک، مصاحبه در روز های آخر استاد اسدالله ملک،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 تیر 1391 توسط محمدرضا کشاورز